مردی به دنبال کفش های دانشجویی
دیروز ، امروز و احتمالن فردا روزی جامعه ی دانشجویی کشور شاهد یکی از نخبگان ، دردمندان و علاقه مندان صنف کفاشان است . مردی که اینجا، اونجا و همه جا بودنش یه طورایی آدم رو یاد زبل خان معروف می ندازه.
مردی که علاقه مندان بسیاری در صنوف مختلف بویژه " کفش بدستان دانشجو نما " دارد. این مرد یکی از بومی های جزیره ی ایران است و موجودی کاملاً فرهنگی ، کاملا ً دکتر و کاملاً علاقه مند به کفش است .
این مرد با مشقت های بسیاری مسیرهای طولانی جزیره ی بزرگ را به دنبال دست یازیدن به مطلوب-کفش هایی که بوی پای دانشجو می دهد- ، زیر پا گذاشته و میگذارد . او پس از آباد کردن دانشگاه های تهران به سفری خطیر از جاده های صعب العبور البرز تن داد تا کفش های دانشجو های گیلکی را نیز دریابد .حال و در آغاز سفر خود به سرتاسر جزیره راهی نصف جهان شده است .
او امروز مهمان صنعتی های اصفهان بود .....مقدمش گرامی.
فردا نوبت شماست.....
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر "او" را گذری بر مقام ما افتد


* پی نوشت :
1- عکس ها کاملن تزئینی است . اینجا واقعن مقدمشان را گرامی داشتند.
2-اعلامیه حضور صفار را ساعت 13:30 اعلام کرده بود....بچه ها رفتن ....صفار نیومد!!!......این سخنرانی های ایشون هم که تو اینترنت هست اگویا در محل جامعه اسلامی دانشگاه – جاییکه دانشجو نماها مجالی برای بروز نداشته باشن_ بیان گردیده است.
۳- برای عدم حضور دانشجونماها ، بسیجیان و جامعه اسلامی ها با پیامک همدیگر را از تغییر محل برگزاری باخبر کرده و سعی در آدم جمع کردن داشتند.
۴- طی خبری که هم اکنون به دستم رسید ، یکی از دانشجونماها با تغییر قیافه - شلوار پارچه ای ، پیراهن روانداخته، ریش نتراشیده و قس علی هذا- با کیفی شبیه کیف انگلیسی وارد محل برگزاری جدید یعنی همان جامعه اسلامی شده و پس از شنود محترمانه سخنرانی آقای هرندی ،به پاخاسته و به آقای هرندی نزدیک شده و از درون کیفش لنگ کفشی را روی میز ایشان گذاشته و محترمانه تر ، از سالن خارج می شود.









